تولد تولد منه ......

صدای شادمان تو ترانه بهار زندگیست

نگاه مهربان تو زلال چشمه سار زندگیست

 

فرنازساداتم تولد دو سالگیت مبارک 

 

بوسمحبتبوسمحبتبوسمحبتبوسمحبت

 

دخترم تولد دو سالگیتو با حضور همه اعضای خانواده غیر از دایی مجتبی و زن دایی فاطمه که اصفهان هستن گرفتیم. از چند روز قبل به همه می گفتی تولد تولد منه خنده

امسال خودت شمعتو فوت کردی ، خودت کیک بریدی وخودت کادوهاتو باز کردی . خیلی خوش گذشت البته منهای درگیریات با رایان جون سر کیک و شمع و کادوهات .......قه قهه

تم امسال تولدت زنبور بود که واقعا خوشکل شده بودمحبت

 

 

 

 

 

 

 

 

بعله همش می گفتی مامان جون آهنگ بزار برقصم قه قهه

 

 

اینم کادوهات که همه خیلی زحمت کشیده بودن ......

ممنون از همه بوس

از کادوی من و بابا محمد خیلی خوشت اومد و حسابی ذوق کردیبوسمحبت

 

 

 

 

دختر عزیزم امروز قشنگترین روز زندگی ماست چون تو با حضورت مایه آرامش من و بابامحمد شدی و به خاطر این نعمت قشنگی که خداوند به ما داده همیشه سپاسگذارش هستیم محبت

 

دوستان عزیزم:

در ادامه مطلب عکسای فرنازسادات در آستانه دو سالگی رو می بینیمبای بای

 

 


ادامه مطلب


[موضوع : ]
[ چهارشنبه 25 آذر 1394 ] [ 18:31 ] [ مریم مامان فرناز ] [ ]
بعد از ماه ها ...............!

سلام دختر قشنگم محبت

بعد از ماه ها تونستم یه سر به وبت بزنم. متأسفانه این چند ماه به طرق مختلف درگیر بودم و نتونستم عکس های عزیز دلمو بزارم. الان اومدم فقط یه مطلب بزارم و انشاا... عکساتو بعدش می زارم.

دخترم الان دیگه به تمام معنا خانم شدی چون تقریباً همه کلمات رو می گی و جمله بندی می کنی. حتی چند تا شهر می تونی بخونی بوسبوسبوسمثل گل پامچال , بخواب بخواب نازی جون , یه دختر دارم شاه نداره , تاب تاب عباسی , چشم چشم دو ابرو و خورشیدخانم بیداره و ..... تمام اینها شعرایی هست که از زمان نوزادی خودم برات می خوندم و الان بدون اینکه تمرینت بدم خودت می خونی محبتمحبتمحبت

خیلی ماشاا.... شیرین زبون و فهمیده شدی ............

علاقه زیادی به نقاشی و گوش دادن شعر های زبان انگلیسی تراشه های الماس ( مکالمات اولیه ) نشون می دی و البته فیلم هایی که از تو گرفتم رو عاشقشونی و تقریبا هر روز نگاه می کنیخنده

جدیداً نسبت به نبود بابا محمد واکنش بیشتری نشون می دی و گاهی می پرسی بابا محمد کجاست ؟ غمگین

بابا محمد هم همچنان مشغول تحصیله و البته الان بیشتر میاد پیشمون . امیدوارم که این دو سال باقی مانده هم سریعتر تموم بشه و جمع خانوادگیمون با وجود تو نازنینم پررنگ تر بشه.

ماه دیگه تولد دو سالگیته و از الان من و بابا محمد بیصرانه منتظر تولدت هستیم و داریم مقدماتشو آماده می کنیم و البته ماه دیگه از شیر هم می گیرمت , بعد تولدت ولی موندم چه جوری چون همچنان وابستگیت به شیر خوردن زیاده و باعث شده افت رشد داشته باشی مریضیای پی در پیت تو دوماه گذشه هم مزیت بر علت شده .....غمگین

امیدوارم خدا خودش کمک کنه که از شیر بگیرمت اذیت نشی دخترکم چون به نفعته و باعث رشد و قوی شدنت میشه.محبت

خوب تو پست بعدی تمام عکس های این چند وقت رو می زارم .....

دوستت داریم و همیشه دعای ما بدرقه راهته گل من محبتبوسمحبتبوسمحبتبوس

 



[موضوع : ]
[ سه شنبه 19 آبان 1394 ] [ 8:15 ] [ مریم مامان فرناز ] [ ]
18 ماه پر از فراز و نشیب

سلام دختر کوچولوی 18 ماهه من بوس

زندگی با وجود تو عزیز دلم چقدر زیبا و دوست داشتنیه , مخصوصا الان که نطقت باز شده و با شیرین زبونیات برای من و بابا محمد دلبری می کنی محبتچشمک

در واقع الان دیگه هر کلمه ای که بهت بگیم نصفه نیمه تکرار می کنی بلبل کوچولو و علاوه بر اون یک سری سی دی های آموزشی زبان هم باباجون برات خریده که وقتی می ذاریم بعضی کلمات رو به راحتی تکرار می کنی

کم کم داری یاد می گیری با اسباب بازیات خودت بازی کنی , ارتباطت با بچه ها خیلی خوبه و دوستشون داری طوری که هر جا بچه ای می بینی بدو بدو می ری پیششبوس

تو خیلی از کارای خونه دوست داری کمک کنی مثل جارو کردن , سفره پهن کردن,آوردن و بردن وسایل و ......

کتاب خوندن و فیلمای خودتو خیلی دوست داری

راستی از بعد عید وقتی می رم اداره می برمت خونه مادرجون (مامان بابایی) ,چون مامان بزرگ (مامان خودم ) درد دست و کمرشون زیاد شده بود و خاله ملیحه هم که در طول سال گذشته خیلی زحمت دادیم , اونجا با نیوشا دختر عمه جون مینا با هم هستین و خیلی هم همدیگرو دوست دارین. البته اوایل اذیت می کردین ولی الان خیلی به هم عادت کردین و هم بازی هم شدینراضی

دختر کوچولوی 18 ماهه من بوس

 

 

 

دست مادر جون درد نکنه که حسابی غذا خورت کردن مخصوصا از وقتی با نیوشا کوچولو با هم هستین خیلی خوب غذا می خوری محبت

 

 

دوستان کوچک ( فرناز و نیوشا )

 

 

 

 

 

 خردادماه یه سفر رفتیم تهران پیش بابایی و خاله محبوبه که خیلی خوش گذشت

تو و سما جون و رایانی خونه خاله محبوبه

 

 

رستوران بانک صادرات

 

 

دخترکم از من به تو نصیحت :

زندگی زیباست ای زیباپسند

زیبا اندیشان به زیبایی رسند

آنقدر زیباست این بی بازگشت

کز برایش می توان از جان گذشت

بوسمحبتبوسمحبتبوسمحبتبوسمحبتبوسمحبت



[موضوع : ]
[ دوشنبه 22 تير 1394 ] [ 0:31 ] [ مریم مامان فرناز ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 12 صفحه بعد